تقریبا غیرممکن است که شما بیشتر از 20 جلد کتاب خوانده باشید و اسم جرج اورول و یا اسم کتاب های معروف او یعنی کتاب 1984 و کتاب قلعه حیوانات را نشنیده باشید.1984 نام رمانی از این نویسنده مشهور می باشد. اورول در این رمان جامعه آینده را تیره ترسیم می کند و انسان ها را از ماشینی شدن می ترساند.
کتاب 1984 یکی از هزار و یک کتابی است که باید قبل از مرگ بخوانید. این رمان شاهکار جورج اورول داستان نویس، روزنامهنگار، منتقد ادبی و شاعر انگلیسی است. شخصیتهای 1984 بر اثر نیروی حاکمیت فردیت خود را از دست دادهاند، در وجود آنها نشانی از عشق نیست. مردم حتی نمیتوانند فکر مخالف در ذهن پرورش دهند؛ همه آنها باید به رهبر حزب عشق بورزند و از دشمن متنفر باشند. خصوصیات جامعه رمان 1984 اعدام آسان و به دور از احساسات گناهکار، وجود قوانینی که آزادیهای فردی را از بین میبرند، دوگانه باوری و پذیرش همزمان دو عقیده متضاد و... هستند. در این جامعه زبان نوین ابداع شده است، یعنی زبانی که در آن واژههایی که بتوانند مطالب متضاد با آرمانهای حزب را بیان کنند، وجود ندارند. اگر میخواهید بیشتر درباره این کتاب بدانید، خواندن ادامه مطلب را از دست ندهید.
خلاصه کتاب 1984
وینستون اسمیت قهرمان داستان فردی از طبقات پایین جامعه است. در کودکی ابتدا پدر و سپس مادرش ناپدید میشوند و او و خواهرش به پرورشگاه میروند. وینستون در بزرگسالی برخلاف عقاید رایج، از برادر بزرگ (رهبر حرب) تنفر در دل دارد. او دفترچه یادداشتی میخرد و به دور از تلهاسکرین افکار مخالف خود را یادداشت میکند و چندین بار جمله مرگ بر برادر بزرگ را بر روی کاغذ مینویسد.
تلهاسکرین قسمتی از داستان است که هوش و نبوغ اورول را نمایان میکند، دستگاههایی در سراسر خیابانها و حتی محلهای خصوصی که افراد را زیرنظر دارد؛ چیزی شبیه دوربینهای مدار بسته زمان ما. در همه جا نوشته شده است برادر بزرگ (همان رهبر حزب) تو را میبیند.
در بخش دوم داستان، اسمیت با جولیا یکی دیگر از اعضای حزب آشنا میشود و رابطهای عاطفی بین این دو شکل میگیرد. جولیا نیز تمایل دارد به گروه مخالف (انجمن برادری یا اخوت بر ضد حزب) بپیوندد و این دو خود را همسو میبینند و برخلاف قانون با یکدیگر رابطه جنسی برقرار میکنند.
در ادامه آنها با فردی با نام اُبراین آشنا میشوند که خود را عضو انجمن برادری معرفی میکند و قول میدهد آنها را به عضویت انجمن درآورد. اُبراین در حقیقت جاسوس است. در نهایت اسمیت به مرکز بازپروری تحویل داده میشود و تحت نظارتِ اُبراین، انواع و اقسام شکنجه جسمی و روحی را تجربه میکند تا به این باور برسد که بجز آنچه حزب میگوید هیچ چیز درست نیست.

قسمت های خواندنی کتاب 1984
در فاصله نسبتا دوری یک هلیگوپتر در آسمان در پرواز بود و دایم فاصله خود را کم می کرد و از سطح سقف ساختمان ها پایین تر می آمد و بعد با یک حرکت دوباره اوج می گرفت و بالا می رفت. این هلیکوپتر جزء سازمان پلیس بود و از پشت پنجره ساختمان ها مردم را تحت نظر می گرفت.
وقتی هیچ نوع اثر خارجی که بتوان برای به یاد آوردن گذشته ها به آن رجوع کرد وجود نداشته باشد حتی مهمترین وقایع زندگی نیز از خاطر انسان می رود.
تا هنگامی که به هوش نیایند نمی توانند دست به انقلاب بزنند و تا هنگامی که انقلاب صورت نگیرد، به هوش نخواهند آمد.
آزادی، آزادی ابراز این حقیقت است که دو به اضافه دو چهار شود. اگر این حق اعطا شود، همه حقوق دیگر به دنبال آن تحصیل خواهد شد.
هنگامی که انسان، زندگی انسانی ندارد مرگ و زندگی مشابه است.
ما هم الان از زمان انقلاب و زمان قبل از آن چیزی نمی دانیم، تمام اسناد و مدارک و پرونده ها یا از میان رفته و یا مجعول است، تمام کتاب ها دوباره نویسی شده، تمام مجسمه ها، خیابان ها و ساختمان ها از نو نامگذاری شده و هر تاریخی تغییر یافته است و این وضع، همچنان هر روز به دنبال روز قبل و هر دقیقه به دنبال دقیقه ماقبل خود ادامه می یابد. تاریخ متوقف شده است و هیچ چیز جز زمان حال پایان ناپذیری که در آن همیشه حق با حزب است وجود ندارد.
یک جامعه طبقاتی فقط بر اساس فقر و نادانی می تواند امکان پذیر باشد.
فقط چهار طریق برای سقوط یک طبقه حاکمه وجود دارد: یا از خارج مورد حمله قرار می گیرد و مغلوب می شود، و یا به حدی در حکومت عدم کفایت نشان می دهد که توده های مردم تحریک به انقلاب می شوند و یا اجازه می دهد که یک طبقه متوسط ناراضی به وجود آید و یا آنکه اصولا اعتماد به خود و علاقه به حکومت را از دست می دهد.
در مقابل درد هیچکس نمی تواند قهرمان بماند. هیچکس.
قدرت وسیله نیست بلکه هدف است. انسان یک دیکتاتوری ایجاد نمی کند که انقلاب را حفظ کند بلکه انقلاب برپا می کند که دیکتاتوری را به وجود بیاورد.
بهترین ترجمه کتاب 1984 در ایران کدام است؟
برای انتخاب ترجمه دلخواه اگر با کلمات عربی و واژههای دشوار مشکلی ندارید، ترجمه صالح حسینی را انتخاب کنید. استفاده از کلمات عربی، نوعی قلمبهنویسی و فعلهای سنگین در ترجمه حسینی مشاهده میشود که شاید دلیل آن تلاش مترجم برای نزدیک شدن به زبان فخیم اورول بوده است.
چنانچه دنبال ترجمه روان و سادهتر میگردید، ترجمه مهدی بهرهمند و در مرحله بعد ترجمه حمیدرضا بلوچ را پیشنهاد میکنیم.